تبلیغات
داستان های زیبا شعرهای جذاب - مطالب مطالب طنز
 
درباره وبلاگ


------------------------------------------
به وبلاگ ما خوش آمدید دوستان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لطفا کپی پیست نکنید چون نشانه
بی شخصیتیه شماست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای استفاده از مطالب بامدیریت
درمیان بگذارید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نظرات هم حتما رسیدگی میشه

مدیر وبلاگ : وحید سه برادری
موضوعات
صفحات جانبی
نظرسنجی
اخلاق تو چجوری هست ؟؟؟






اخلاق تو چجوری هست ؟؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داستان های زیبا شعرهای جذاب
خوش آمدید مهمان




علی پروین و فرهاد مجیدی دو شماره 7 محبوب فوتبال ایران هستند که با شکل و شمایلی شبیه به هم روی موهای خود سرپوش گذاشتند.

علی پروین و فرهاد مجیدی دو چهره محبوب ورزش ایران هستند که هر دو شماره 7 را بر تن کرده و می کنند.


در این عکس این دو را با پوششی شبیه به هم مشاهده می کنید.





نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها : فرهاد مجیدی، علی پروین، چجاب، 7،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 بهمن 1392 :: نویسنده : وحید سه برادری
نظرات ()
یک نشریه اصلاح طلب، طی انتشار مطلبی به ظاهر طنز، سخنان اهانت‌آمیزی با محوریت احمدی‌نژاد منتشر کرده است.

 

 

 

 





نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها : طنز، تمسخر، احمدی نژاد، تمسخر احمدی نژاد،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 مرداد 1392 :: نویسنده : وحید سه برادری
نظرات ()
آیا خانه‌داری برایتان کسل کننده است؟
به باور نگارنده یکی از ریشه های بیان خسته کننده بودن خانه داری از منظری خاص که منجر به نتایجی خاص مبنی بر ضرورت حضور زنان در موقعیت های شغلی می شود ایجاد دوقطبی «اشتغال-خانه داری» است.

الف: خانه داری خسته کننده است!
جسارت این جمله تحت لوای طرح بیش از حد آن در مجامع مختلف و عادی سازی آن به نحوی خاص، تا حدی پنهان شده و کمتر مورد توجه قرار می گیرد؛ اما طرح مسئله خسته کننده بودن خانه داری در گرو غفلت از ریشه و اساس این مسئله است. یعنی طرح سوال «آیا به واقع خانه داری خسته کننده است؟» که در صورت مثبت بودن پاسخ، ضرورت روشن کردن ابعاد ساحتی که به خسته کننده بودن خانه داری منجر می شود، رخ می نماید.

به باور نگارنده یکی از ریشه های بیان خسته کننده بودن خانه داری از منظری خاص که منجر به نتایجی خاص مبنی بر ضرورت حضور زنان در موقعیت های شغلی می شود ایجاد دوقطبی «اشتغال-خانه داری» است. دوقطبی سازی که در بسیاری موارد به نتایجی نامناسب و غیرمنطقی منجر می شود و در هیاهوهای رسانه ای بر تقابل جدی این دو مسئله افزوده می شود.

در واقع با پذیرش اصلی مبنی بر وجود خستگی روحی و جسمی در هر کار و فعلی و تلاش برای شناخت ابعاد آزار دهنده و کاهش آن عوامل و نتایج، می توان گفت طرح مسئله خسته کننده بودن خانه داری در بسیاری مواقع لزوما به معنای تلاش جهت شناخت موارد آسیب زای این پدیده نیست، و تلاش برای ابطال ادعای تقویت دوقطبی «اشتغال-خانه داری» و دمیدن در کوره این آتش از سوی بسیاری مصلح نمایان، بی نتیجه و بیهوده است. ورود کارشناسان مصلح و لزوم دقت موشکافانه جهت حل مسائل و مشکلات مختلف این عرصه است که می تواند خانه داری را چون پدیده ای عادی و نه در مقابل اشتغال بررسی کرده و آسیب ها و فرصت های آن را بیان کند.

ب: خانه داری خسته کننده نیست!
قرار دادن این جمله به عنوان تیتر بند دوم از نوشتار حاضر گویای میزان اهمیت جمله فوق در میان این سطور است. اما معنای جمله فوق تنها در گرو یک اصل مهم و تاثیر گزار است که در صورت غیبت آن هر فعلی می تواند با میزانی از خستگی و حتی انزجار همراه شود. به دیگر سخن خانه داری تنها زمانی خسته کننده نیست که همراه با برنامه ریزی و هوشیاری مداوم باشد. این برنامه ریزی را می توان بر مبنای کارهای کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت قرار داده تا با حجم قابل قبولی از کارهای منزل مواجه بود.

نکته اینکه مغز انسان همواره در مقابل برنامه ریزی های کیفی و کلی موضع گیری کرده و دچار سردرگمی ویژه ای می شود، حال آنکه با طبقه بندی زمانی به جا و به اندازه می توان این سردرگمی را از مغز دور کرد. مدعای این سطور بروز خستگی روحی در قبال پدیده ای به نام خانه داری است که بدون مشخص کردن اجزای این پدیده آن را به وزنه ای سنگین و غیرقابل هضم برای روح تبدیل می کند. 

پس در قدم اول باید به مشخص کردن اجزای کلی خانه داری و طبقه بندی آن با توجه به اهمیت و حجم کارها پرداخت. یعنی مشخص کردن کارهای کوتاه مدت و فوری مانند آشپزی روز، کارهای میان مدت مانند گردگیری های دوروز در میان و جارو کشیدن و کارهای بلند مدت مانند شستن فرش ها و خانه تکانی و دیگر کارها و اعمال مربوط به امور خانه است!

با این برنامه ریزی است که مغز با اعمالی مشخص مواجه شده و از موضع گیری در مقابل آن می پرهیزد 
از سوی دیگر مشخص کردن نوع تفریحاتی که می تواند در میانه روز فرد را از کلافگی رهانیده و او را در لذتی مناسب از اعمال خود قرار دهد از اهمیتی به سزا برخوردار است. با توجه به سطور فوق می توان این تفریحات را از دل فرهنگ ها و نسل های مختلف استخراج کرد.طبیعی است که یک زن جوان تحصیل کرده از طبقه متوسط شهری (که می توان مدعی شد مخاطب این سطور نیز هست!) با استفاده به جا از اینترنت، خواندن کتاب، تماشای فیلم و صحبت با دوستان به پربار سازی اوقات خود مشغول شده و راه فرار از کلافگی را برای خود ایجاد کند. 

اما درمیان زنان نسل قبل می توان به جمع شدن ایشان در خانه یکی از همسایه ها و مشغول شدن به تمیز کردن سبزی های خود و انجام کارهای عمده مانند پاک کردن حجم زیادی از برنج برای بازه زمانی طولانی، خورد کردن کله قندهای خانه و صحبت کردن با یکدیگر از تفریحاتی است که به کم کردن فشار کار خانه منجر می شود، اشاره کرد.اما فارغ از تمام این مسائل می توان سوال موجود در این سطور را مورد تاکید قرار داد که کدام الگو برای زنان امروز جامعه ما و تسهیل و جذاب نمودن امر خانه داری مناسب و جالب توجه است؟




نوع مطلب : مطالب خبر، مطالب جالب، مطالب طنز، مطالب ترفندها، مطالب آیا میدانید؟، مطالب دانستنی ها، مطالب سلامتی، 
برچسب ها : الف: خانه داری خسته کننده است!، آیا خانه‌داری برایتان کسل کننده است؟، عمال مربوط به امور خانه است!،
لینک های مرتبط :


شنبه 25 خرداد 1392 :: نویسنده : متین احمدی
نظرات ()

شتری است که در خانه همه می‌خوابد
در خانه ما هم خوابید خب
حالا مال ما یک کمی بد فرم‌تر بوده،
از نامزدی به ازدواج رسید
پیش می‌آید دیگر!
شما هم خبطی مرتکب شوید،
بیایید دور هم، همدیگر را می‌بینیم و شوخی می‌کنیم
می‌خندیم،
حال می‌دهد به جان شما
غذای خوب هم سفارش داده‌ایم، میوه درجه یک هم ایضاً،
فقط ما این همه خرج کرده‌ایم، شما جوگیر نشوید کادوی گران بخرید
همان یک سکه کافیست، البته ما به نیمش هم راضی هستیم.
در ضمن، جمع بزرگونه است
دلبندانتان فعلاً در منزل بمانند تا وقتی دلبند ما به دنیا آمد برای تولدش دعوت کنیم

-----------------------------------------------------------

نام فیلم: مجردها به بهشت نمی‌روند
برداشت اول و آخر: تکرار ندارد
تاریخ اکران: روز جشن عروسی
سانس ویژه: از ۷ شب تا نیمه شب
کارگردان: پدران و مادران خسته از دست فرزند
بازیگر نقش اول مرد:‌ آقا داماد
بازیگر نقش اول زن: عروس خانم
موزیک و موسیقی: دی‌جی آشنا
با تشکر از حضور بموقع عاقد
بازیگران سیاهی‌لشگر: خانواده‌ها، دوستان و آشنایان
قصه تکراری از اونجایی شروع می‌شه
قصه ما از اونجایی شروع می‌شه
که دخترخانم و آقا پسر عروسیشون به‌پامی‌شه
هر چی بگین سور و سات فراوونه
شیرینی و شام، ساز و دهل که میزونه
اونی که کمه تو قصه شون شمایین
حتماً تشریف بیارین
ما عکاس و فیلمبردار داریم شما زحمت نکشین
نکته: موقع ورود عروس و داماد میوه پوست نکنید چون چسب‌زخم نداریم.

-----------------------------------------------------------------------

ما دو خانواده بسیار محترم، تصمیم گرفتیم دختر را عروس و پسرمان را داماد کنیم و بفرستیم خانه بخت تا هم خودمان از دستشان راحت شویم و هم خودشان مزه زندگی را بچشند.
پاشید، بیایید و این دو کبوتر عاشق را دست به دست بدهید تا بروند سر خانه و زندگیشان.
(حالا اگر کبوتر نبودند، شما می‌توانید قمری هم حساب‌شان کنید.)
بزم ما روز دوشنبه است و ۴ نوع غذا سفارش دادیم، فقط وقتی خوردید و رفتید نگویید ترش بود یا شیرین، شور بود یا بی‌نمک! حساب کنید کلی پول بابت اطعمه داده‌ایم. میوه هم چند برابر مهمانان ابتیاع شده تا به همراه شیرینی و شربت میل کنید.
ما که راضی به زحمت نیستیم، ولی حالا که شما می‌خواهید کادو بیاورید، کادوی درست و درمون بیاورید تا ما پشت سرتان حرف نزنیم! در ضمن این نور دیده‌‌ها را شما فعلاً نیاورید… بعداً ما از خجالتشان درمی‌آییم.





نوع مطلب : مطالب خنده دار، مطالب جالب، مطالب طنز، 
برچسب ها : متن های جالب کارت عروسی،
لینک های مرتبط :


جمعه 24 خرداد 1392 :: نویسنده : وحید سه برادری
نظرات ()

ﺑﺎﺑﺎ : ﻣﻨﻮ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻯ ﻳﺎ ﻣﺎﻣﺎنُ ؟
ﭘﺴﺮﺑﭽﻪ : ﻫﺮ ﺩﻭ ﺗﺎﺗﻮنُ
ﺑﺎﺑﺎ : ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﻩ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺗﻮ ﻛﺠﺎ ﻣﻴﺮﻯ ؟
ﺑﭽﻪ : ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ
ﺑﺎﺑﺎ : ﺧﻮﺏ ﺍﻳﻦ ﻳﻨﻰ ﺗﻮ ﻣﺎﻣﺎﻧﻮ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻯ ﺩﻳﮕﻪ !
ﺑﭽﻪ : ﻧﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ !
ﺑﺎﺑﺎ : ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﻩ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺗﻮ ﻛﺠﺎ ﻣﻴﺮﻯ ؟
ﺑﭽﻪ : ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ
ﺑﺎﺑﺎ : ﭼﺮﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ؟؟
ﺑﭽﻪ : ﭼﻮﻥ ﻗﺒﻼً ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺑﻮﺩﻡ 
ﺑﺎﺑﺎ 
.
..
.
دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
.
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از آن دیگر نگفت او یک کلام
.
دختر اما ناگهان و بی درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ
.
گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانویی چو من؟
.
من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر
.
من که در نبش خیابان بهار
میکنم در شرکت رایانه کار
.
دختری چون من که خیلی خانمه
بیشت و شش ساله،مجرد،دیپلمه
.
دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم،نبش کوچه،نمره شصت
.
در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفی ندارم والسلام!!!
.
.
.
ﯾﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻢِ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺭﻭﯼ ﻋﺮﺷﻪ ﮐﺸﺘﯽ
ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﻣﮑﺰﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﻟﻤﺎﺱ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎﯾﺶ
ﺍﺯ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺗﻮ ﺁﺏ !
ﻭ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺭﺍ ﺳﭙﺮی کرد …
ﭘﺲ ﺍﺯ ۱۵ ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻩ ﻣﮑﺰﯾﮑﻮ ﺳﯿﺘﯽ رفته ﺑﻮﺩ
ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺣﻞ ﺳﻔﺎﺭش ﺧﻮﺭﺍﮎ ﻣﺎﻫﯽ ﺩﺍﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ
ﯾﻪ ﺟﺴﻢ ﺳﻔﺖ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧش ﺣﺲ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﺩﯾﺪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻣﺎﻫﯿﻪ
ﻧﮑﻨﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮﻩ ؟!
ﺑﺎﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺨﯿﻠﺖ ﻗﻮﯾﻪ !






نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها : سری جدید مطالب آخر خنده و طنزنوشته های باحال،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 خرداد 1392 :: نویسنده : وحید سه برادری
نظرات ()


مربی تیم بازنده شطرنج در اروپا:

امروز روز ما نبود و زیاد هم خوب بازی نکردیم.

مربی تیم بازنده شطرنج در ایران:

کورنومنت که افتضاح بود. هوا هم آلوده بود و اسب و فیل ما رو از نفس انداخت. زمین بازی هم به درد گوسفند چرانی می‌خورد.

مربی تیم بازنده والیبال در اروپا:

امروز تمرکز خوبی روی بازی نداشتیم و تیم رقیب بهتر از فرصت‌ها استفاده کرد.

مربی تیم بازنده والیبال در ایران:

تور که سوراخ بود! توپ که باد نداشت و مربع بود و من نمی‌دانم فدراسیون خجالت نمی‌کشد از این وضع توپ. من واقعا متاسفم برای این ورزش.

مربی تیم بازنده منچ و مارپله در اروپا:

مقصر شکست امروز من بودم و دیگر هیچ. به تیم برنده هم تبریک می‌گم.

مربی تیم بازنده منچ و مارپله در ایران:

تاس که اصلا نمی‌چرخید. مارها هم که برای آنها خوش رقصی می کردند و فقط به ما نیش می‌زدند. داوری هم که فاجعه! تماشاگر هم دائم توی صورت ما لیزر انداخت…واقعا یه مشت بووووووق دارند این ورزش را اداره می‌کنند! خاک بر سر ما که آمدیم توی این ورزش. و خاک بر سر تیم مقابل که با این دودره‌بازی‌ها تیم ما را برد و خاک بر سر تماشاگری که اینطوری به بچه‌های ما فحش داد و خاک…

مربی تیم بازنده واترپلو در اروپا:

بچه های ما امروز خسته بودند و نشد تاکتیک‌ها به درستی اجرا بشه.

مربی تیم بازنده واترپلو در ایران:

آبش که خیس بود. زمین که موج داشت. تیر دروازه ها هم به اراده تیم مقابل تکون می‌خورد. بازیکنان حریف هم توی آب هر کاری خواستند کردند، آب رو اصلا نمی‌شد بو کرد! توپ هم که لیز بود. من نمی‌دونم واسه چی اصلا ما مسابقه برگزار می‌کنیم.

مربی تیم بازنده فوتبال در اروپا:

تیم مقابل امروز خیلی بهتر از روزهای قبل بازی کرد و متاسفانه خط دفاع ما نتونست اونطور که باید ظاهر بشه.

مربی تیم بازنده فوتبال در ایران:

یعنی من …(از انتشار باقی کلمات معذوریم!)





نوع مطلب : مطالب خواندنی و طنز، مطالب طنز، 
برچسب ها : تفاوت های فرهنگی باخت در ایران و اروپا،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 خرداد 1392 :: نویسنده : وحید سه برادری
نظرات ()

مربی تیم بازنده شطرنج در اروپا:
امروز روز ما نبود و زیاد هم خوب بازی نکردیم.
مربی تیم بازنده شطرنج در ایران:
کورنومنت که افتضاح بود. هوا هم آلوده بود و اسب و فیل ما رو از نفس انداخت. زمین بازی هم به درد گوسفند چرانی می‌خورد.

مربی تیم بازنده والیبال در اروپا:
امروز تمرکز خوبی روی بازی نداشتیم و تیم رقیب بهتر از فرصت‌ها استفاده کرد.
مربی تیم بازنده والیبال در ایران:
تور که سوراخ بود! توپ که باد نداشت و مربع بود و من نمی‌دانم فدراسیون خجالت نمی‌کشد از این وضع توپ. من واقعا متاسفم برای این ورزش.

مربی تیم بازنده منچ و مارپله در اروپا:
مقصر شکست امروز من بودم و دیگر هیچ. به تیم برنده هم تبریک می‌گم.
مربی تیم بازنده منچ و مارپله در ایران:
تاس که اصلا نمی‌چرخید. مارها هم که برای آنها خوش رقصی می کردند و فقط به ما نیش می‌زدند. داوری هم که فاجعه! تماشاگر هم دائم توی صورت ما لیزر انداخت…واقعا یه مشت بووووووق دارند این ورزش را اداره می‌کنند! خاک بر سر ما که آمدیم توی این ورزش. و خاک بر سر تیم مقابل که با این دودره‌بازی‌ها تیم ما را برد و خاک بر سر تماشاگری که اینطوری به بچه‌های ما فحش داد و خاک…

مربی تیم بازنده واترپلو در اروپا:
بچه های ما امروز خسته بودند و نشد تاکتیک‌ها به درستی اجرا بشه.
مربی تیم بازنده واترپلو در ایران:
آبش که خیس بود. زمین که موج داشت. تیر دروازه ها هم به اراده تیم مقابل تکون می‌خورد. بازیکنان حریف هم توی آب هر کاری خواستند کردند، آب رو اصلا نمی‌شد بو کرد! توپ هم که لیز بود. من نمی‌دونم واسه چی اصلا ما مسابقه برگزار می‌کنیم.

مربی تیم بازنده فوتبال در اروپا:
تیم مقابل امروز خیلی بهتر از روزهای قبل بازی کرد و متاسفانه خط دفاع ما نتونست اونطور که باید ظاهر بشه.
مربی تیم بازنده فوتبال در ایران:
یعنی من …(از انتشار باقی کلمات معذوریم!)

منبع:





نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها : تفاوت های فرهنگی باخت در ایران و اروپا،
لینک های مرتبط :


شنبه 18 خرداد 1392 :: نویسنده : وحید سه برادری
نظرات ()
 ایــن نـصـیـحــتِ « ســیـگار نــــــــــکـش، پـسـته بـــــــخور !!! »
مثل این می‌مونه که به یکی که داره کنار خیابون گدایی می‌کنه، بگی: «گدایی نکن، پاشو یه سفر برو پاریس، روحیه‌ات عوض بشه» ….
پسته کیلو ۵۰ تومن  
 ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 کم مونده بعضیا به جای آرایش شروع کنن به خلق آثار کوبیسم 
 ♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
یکی از فانتزیای من اینه که سیگارمو با فندک زیپو روشن کنم بعد فندک رو پرت کنم پشت سرم پمپ بنزین منفجر بشه منم خونسرد بیام طرف دوربین از کادر خارج بشم
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
گفتم خدایا دلم خیلی گرفته ناگهان ندایی از آسمان آمد و گفت
.
.
.
.
>Oppa Gangnam style<
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 یکی از فانتزیام اینه که مثلا آزماش خون دادم! بعدش مثله فیلما آزمایشم جابه جا شه و زنگ بزنن بگن :متاسفم! شماHIV + دارین! منم غش کنم !!!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
من اطلا به آنتی ویروس اعتقادی ندارم! ویروسای لب تابم بر اثر کهولت سن از بین میرن..!!
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦




نوع مطلب : مطالب طنز، 
برچسب ها : رمزهای GTA5، 206، نصب نیوک، catia، دانشجویی، آهنگ عروسی از نریمان، حسین عابدینی، انواع نقشه کشی ساخمان، معاوضه، شبنم مقدمی، باران کوثری، الاشت، نصب و تعمیر، قدیمی موزیک مرسده، السا فیروزآذر، لادن طباطبایی، عکس بارداری، دکتر هلاکوئی، برقی و گازی، مشخصات CAT5E، قارشا، گالیلئو گالیله، بازی، مهری ودادیان، لیلا اوتادی، باز کردن قفل نوکیا، دانلود جدیدترین و زیباترین آلبومها، دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یك، مهدی فخیم زاده، شوشتر،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 خرداد 1392 :: نویسنده : وحید سه برادری
نظرات ()


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...